خاطره .ساحل
تمام صداهای ذهنم ساکت شدند ،گذشته از ذهنم به عقب رانده شد .وسکوت جای همشو گرفت .طی چند ساعت گذشته فقط یک سر رفتم بیرون و برای خودم یه بلوز خریدم و تی شرت .دم ای تی ان رفتم کار داشتم .دم ظهر بود .توی این مدت کمتر با اشناهایی روبرو شدم .مبخواستم یه سر برم خرید واسه اشپز خونه ولی فعلا صبر کردم ،برای یک روز دیگه .همه ادمهای ذهنم هم به عقب رانده شدند .ناهار هم خوردم شامی .وسه شب ولی فقط عصرونه چند لقمه خوردم .دبگه فکر نکنم شام بخورم .تمام اشنایی های درونم پاک شدند .هفته پیش یه پالتو خریدم با دلارام اونم اقاهه گفت از پاساژ کوروش امدم .یه پالتو لش با یه بوت .ولی هنوز شلوار نخریدم .فکرم مونده پیش شلوارها .هنوز ست ورزشی هم نخریدم .
طی این مدت گذشته هیچ سفری نرفتم .
شاید هم اصلا به سفر فکر نمی کنم .
اون روز در مورد یک چیز سوال کردم شما فرض کن من با یه خانم به اسم مرضیه حرف زدم در مورد دوستش که یک بار رحم اجاره ای شده بود .فرض بگیر اسمش سمیرا باشه .بر فرض اینکه مثلا پولی بدست بیاره رفت رحم اجاره ای شد ولی میگفت تمام پولی که گرفته بود هزینه خوردو خوراکش وزایمانش شد وچیزی براش نموند .با این حال که دو فرزند از همسر خودش داشت و باید سزارین میشد بازهم تصمیم گرفته بود بره رحمشو اجاره بده .البته خیلی جثه ظریفی داره .ولی به نظرم به خودش خیلی اطمینان داره و حتما قدرت کافی داشته که خواسته برای مردم بچه بیاره.
اون روز پرسیدم دوستت چیکار کرد بچه مردم رو پس داد .گفت اره برد داد به پدر ومادرش .
اتفاق خاصی نیفتاده بود فقط اون روز مهمون بودم و اون من رو دعوت کرده بود .
در مورد موضوع خاصی حرف نزدیم .فقط همشون در مورد کرم ابرسان حرف میزدند .
وموضوع خاصی نبود .این هفته رو فعلا خونه ام .هنوز هم دارم این کتاب جنگ وصلح رو میخونم .به زور میخونم یعنی شاید فیلمش خوب باشه ولی اصلا جالب نیست .یعنی اندازه مثلا برباد رفته برام جذابیت نداره .تا الان که خوندم نتونستم همه رو پشت سرهم بگذارم .
گرچه میخوام تو افکارم دنبال موضوع بگردم ولی ذهنم الان چیزی نیست .حوصله گذشته های دور رو ندارم قصد داستان سرایی هم ندارم .در مورد خویشان نمی خوام بنویسم .در مورد هیچ اشنایی هم نمی خوام بنویسم .الان در قابلمه رو برداشتم بخارش خورد انگشتم انگشتام داره میسوزه .نمی دونم چرا گاهی فکر میکنم دستام نسوزه وسعی میکنم چیزهای داغ رو با دست بردارم بدون دستگیره اصلا یادم میره داغی یعنی چی .شاید باید هواسمو جمع کنم .نوشتن و شعر من رو بیشتر جذب میکنه تا اشپزی .گرچه اشپزی خیلی هنر قشنگیه که میشه یک عالمه رنگ و تنوع ایجاد کرد .
شاید اوایل اشپزی رو دوست داشتم .
یعنی درست کردن کیک وشیرینی و دسر و ژله اینها خیلی قشنگند .
ولی وقت زیادی میبرند .
الان کمتر واسش وقت میگذارم .گاهی فکر میکنم چرا باید ادم عمرشو تو اشپز خونه حروم کنه .
من لباسهای زیبارو بیشتر میپسندم .
یعنی لذت بردن از زندگی البته یکی از لذات غذا هست وتنوع ورنگو طعم .ولی لذات دیگری هست ،مثل گشتن ،تفریح ،ورزش ،شنا ،نقاشی ،طبیعت ،مسافرت ،و چیزای دیگه .
شاید اولین هنرهایی که یک دختر یا زن باید بلد باشه همون اشپزیه .که خیلی وقت هم میبره اگه بخواهی غذاهای ایرانی درست کنی .
مثل فسنجان که خیلی وقت میبره .
همه غذاهای ایرانی باید جابیفتند و یا دم بکشند .
ولی خیلی از عمر زنها برای اشپزی میره .
مثلا من خانمی رو میشناسم که میگفت من از صبح که بیدار میشم فقط میرم اشپز خونه و تاظهر غذا میپزم و عصرهم تا شب شام میپزم .من که فکر کردم دیدم واقعا تمام عمرشو گذاشته بزای اشپزی .
باز افکارمو باید از این موضوع دور کنم .
شاید بیشتر افکارمو باید در گیر موضوع خاصی مثل شعر سپید یا غزل بکنم .اینجا نوشتن هدف میخواد و همین طور بی هدف نمیشه نوشت .
حتما باید موضوع پیدا کرد .باید دنبال سوژه بود و سوژه و کلمات جدید پیدا کرد حتی شعر و داستان جدید و موضوع خاصی که بشه به عنوان داستان ارائه کرد .
الان که دارم مینویسم کتابی جلوم بازه و منتظره من بخونمش یه غذای رژیمی سر گازه و در حال قل خوردنه .یک ساعت پیش چایی خوردم .شاید نباید این همه چای بنوشم .انگشتام هنوز سوزش داره و صدای قلقل قابلمه داره میاد .صدای همسایه در حال حرف زدن با زنش شنیده میشه و صدای تکون خوردن شیشه های پنجره با باد و صدای چند تا ماشین از خیابون .یکی ماشینشو گاز داد و رد شد .از خیابون صداهای مبهم میشنوم و صدای یک موسیقی ضعیف که یکی از بچه ها داره گوش میده .هوا هم ابری بود البته ابر های لایه ای کم .
هوا نسبتا سرده و این طور که هواشناسی گفته میخواد برف ببارد در جاهایی و امکان بارش در تهران هم هست .حتی صدای شومینه هم داره میاد و زن همسایه همهمه وار داره با کسی حرف میزنه نمیدونم به چه دلیل صدای اینها شنیده میشه .
هر چیه یک شب که به ساعت ده داره میرسه .
فکر کنم باید صبر کنم و فردا و پس فردا در مورد شعر سپید خوب وسبکهای دیگه فکر کنم .