نزول فرشته .ساحل.سپید .ادبی .دلنوشته
به نام خدا
در ساحل ارامش صدف های کنار دریا رو روی هم انباشتم .
بازهم روزی کنارت خواهم امدای ساحل امن ارامش .
نزول کرد امنیت وارامش ومن اراسته ام به زیورها
فرشته ای که از آسمان امدم
صدف ها این را نمی دانند
شاید دریا بداند
چون همیشه درحال صعودونزول است
باران کلمات مرا میفهمد
ابرها هم
سالها ابرها نگران من بودند ومی باریدند
زندگی ابر ودریا وباران بامن درامیخت
حتی دریا وساحل هم زندگیشان را بامن امیختند
وبااسمان وکهکشان درامیختم
وموهایم اراسته شد به ستاره ها
من باران شدم ابر شدم ودریا شدم
خلقت شدم
مثل ابری رشد کردم از دریا
چرخه حیات تکراریست
درکالبد انسان ونیروی حیات وزندگی کهکشان
برای باران دستور لازم است
وبرای حفظ زمین توان
باید مراقب کهکشانی را فرا بخوانم
برای حفظ زندگیم
من هم مراقب حیات زندگی زمین
چرخه حیات تکراریست
روزی خواهم بارید
دریا را دوست خواهم داشت
وبرروی صدفهای ساحل گام برخواهم داشت......