ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

آفتاب خانم

به نام خدا

شاید هم‌باید با آفتاب خانم حرف زد وبهش بگم سلام آفتاب خانم عزیز چه خبر از همه جا

یک کم فکر ما باش داریم این وسط مثل نون میپزیم

گمونم واسه کادو تولدت واست باید یهذیخچال بخرم 

بری توش قایم بشی 

جدیدا خیلی بدجور داری اذیت میکنی نه فکر منی نه بقیه

البته برای برنزه شدن خوبی 

ولی نه دیگه این همه حداقل یه برنامه بگذار 

هفته ای چند روز بتاب چند روز برو پشت ابرا قایم شو 

اینجا رو کردی بیابون داغ 

ما که شتر بیابون‌گرد نیستیم 

مثلا آدمیم خیر سرت خورشید خانم 

حسابی داری از اوضاع سواستفاده میکنی 

شاید هم باید یه دزد حرفه ای می‌خواد بدزدت بندازهدتو گونی دیگه بمونی یه مدت توگونی 

حالت بیاد سرجاش 

هرچیه امسال بدجور اذیت کردی یادت باشه 

اینجا زمین هست خورشید عزیزم زهره نیست 

مثل اینکه یادت رفته باکدوم سیاره سروکله داری 

میخوای زمین رو تبدیل کنی به زهره 

مرض داری مگه میام میزنمتا ‌

برچسب‌ها: ساحل
ساحل
جمعه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۱
12:52
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />