ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

قصه دل

به نام خداوند بزرگ ومهربان

می خواستم داستان شروع کنم ولی همه آش داستان دزدی ‌پلیسی میاد

شاید واقعا من ملکه دزدها شدم ،

هرچی قصه میاد همه آش پلیس ودزد ه

گفتم فعلا درمورد دزدی ننویسم ،

چون خیلی بد میشه ،درمورد اگاتاکریستی مطلب خوندم که همه آش درمورد قتل داستان مینوشت مثل پوارو ومارپل ویک عالمه فیلم از نوشته هاش ساختن ،نوشته بودجه اون توی داروخونه کار میکرده و دوره دارو شناسی دیده که توی همه ی داستان‌هاش قتل اتفاق نیافته

ولی اگه بخوام درمورد قتل ‌جنایت‌های سنگین بنویسم زیادی خشن میشه و با روحیه ی من سازگار نیست نمی دونم چطور اگاتا کریستی تونسته اون همه درمورد قتل بنویسه

هرچیه به این راحتی ها هم نیست خلاقیت همین خلاقیت نیاز به اطلاعات بالا ‌جستجو و مطالعه داره یعنی نویسنده ها بدون مطالعه نمی تونن نویسنده خوبی بشن .

این روزها کار خاصم فقط خونه است یه مارکتینگ هم راه انداختیم گاهی هم میرم اونجا

خوبه برای تنوع تو زندگیم واینکه کاری دارم انجام میدم ،

با دیگران هم کمتر درتماس هستم .بیشتر یا تنهام و بیشتر پسرم خونه است دلارام هم که رفته سر خونه زندگیش

البته یه داستان تخیلی تو ذهنم هست که بیشتر یه درد نوجوانان میخوره اون رو مینویسم

بعد باز فکر میکنم

اخه نوشتن درمورد ازدواج و روابط زناشویی یا دزدی فعلا حالمو بهم میزنه حالمو خراب میکنه

این داستان تخیلی رو مینویسم البته توش ازدواج هست اما تخیلیش یک چیز دور از حقیقت ‌رویایی

واقعا گاهی هم باید از حقیقت دور شد برای تنوع ایجاد کردن تو زندگی

برچسب‌ها: ساحل
ساحل
چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۱
12:57
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />