ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

رکسانا

به نام خدا

دل من خودشو کشت که دیگه درگیر تونباشه

تنم هم خودشو کشت که توی زندون اسیر تونباشه

میمیرم میمیرم

ولی اسیر تن تو نمیشم

شده بامرگ‌ازتو‌انتقام میگیرم

روزی هم برمیگردم ولی بدون اون روز حتما بدترین روز زندگی تو‌خواهد‌بود

روزی که برگردم جنگ بزرگی به پا خواهم کرد وتو را به میدان جنگ خواهم کشید و تورا خواهم کشت ان‌روز دیگر تو دریک میدان دیگر خواهی بود

انجا دشمن خواهیم بود چه باشمشیر چه با تفنگ باهرچیز باتو خواهم جنگید

گرچه‌زندگی را از من گرفتی و به من تنهایی وغم‌دادی

روزگار همین گونه نخواهد ماند

برچسب‌ها: ساحل
ساحل
پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۱
23:19
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />