رکسانا 3داستان کوتاه .ساحل .
به نام خدا
بله هنوز رکسانا خیلی چیزها رو نمیدونه و پیش خودش فکر میکنه واقعا فرهاد عاشقشه که هرروز سر راهش سبز میشه و ادای شاهر خ خان رو درمیاره و بهش میگه عاشقتم .
کلا نمیدونه که محسن اون رو سر قمار به فرهاد باخته و اون رومیغرسته سر راهش
محسن هم کلا اصلا اهل زندگی زناشویی نیست ازاول هیچ تلاشی برای حفظ زندگیش نکرده بلکه همسرش روبه مرز مرگ رسونده و بعد رهاش کرده و فروخته اون رو به فرهاد ولی همه ی اینها یه بازیه
هنوز خیلی خامه رکسانا و عقلش قد نمیده که همسرش محسن همجنس گراست وبخاطر همین با اون اون همه بد رفتار میکنه و هیچ میلی از اول به زنش نداره واون رو نمایشی گرفته برای حفظ ظاهر وپشت سر یه عالمه کثیف کاری کرده و اصلا براش مهم نبود که زنش بمیره یا طلاق بگیره
در اصل دلیل اصلی از دواج رکسانا با محسن خود نامادریشه اون محسن رو آورد و به زور وارد زندگی رکسانا کرد والان رکسانا با یکی از نامادریش بدتر روبروست .
فعلا اون حافظه شو از دست داده و گذشته رو فراموش کرده و پیش خودش فکر میکنه واقعا وقتی اون دیگه به محسن کار نداره محسن هم بی خیال اونه
ولی دقیقا محسن مثل پطر که از کاترین کبیر روسیه متنفر بود از رکسانا متنفر ه ونمی خواد جلوی همه ابروشو ببره ضایعش کنه و اون رو به عنوان یک زن هرزه به همه معرفی کنه و واقعا محسن دشمن رکساناست .
رکسانا هم با بی خیالی بی پروا به ملاقات فرهاد توی خیابون میره ولی فقط یه رابطه معمولی بدون رابطه جنسی میخواد که فقط دوستانه باشه و فقط گفتگویی باشه و فقط دوستی بیرون باشه بدون روابط خاص
ولی فرهاد برای رکسانا نقشه کشیده و اون رو توی قمار برده و اصلا به روابط بیرون راضی نخواهد شد ومثل روباه وارد عمل شده تا کلا یه پول قلمبه هم از محسن بگیره واسه بردن ابروی رکسانا جلوی همه .
رکسانا هم پیش خودش فکر میکنه واقعا یه عاشق کشته مرده پیدا کرده که اگه یک روز نبینتش تب میکنه ومریض میشه میفته گوشه بیمارستان .
ولی همه ی اینها دروغه و فرهاد نقشه هاشو هنوز اجرا نکرده .
در واقع رکسانا یا قربانی این وسط همسر کسی نیست دوست کسی هم نیست یه قربانی برای اهداف محسن فرهاد و سو استفاده فرهاد .
رکسانا هنوز از قربانی بودند خبر نداره و با خودش فکر میکنه من چقدر خوشبختم که حداقل دوستی مثل فرهاد دارم .
فرهاد هم اون رو هرروز به رستورانهای گران قیمت و کافی شاپ دعوت میکنه براش کادوهای گرون قیمت میخره به ظاهر هم از محسن خوش قیافه تر و مردونه تره .ولی یک روباه مکار پشت این قیافه خوابیده همون طور که نقش خرگوش سپرده شده به محسن که یک همجنس بازه .واینجا نقش روباه خرگوش رو پیدا میکنیم و بقیه داستان رو بعدا مینویسم .