ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

به نام‌خدا

دلم‌میخواست شعربنویسم ولی هیج‌شعری درکار نیست

داشتم باخودم‌یک‌چیزایی اون روز زمزمه میکردم اونم به ترکی

بعدگفتم ولش کن من به زبان ترکی زیاد مسلط نیستم که بخوام شعر ترکی بنویسم اصلا اصول ‌قواید نوشتن زبان ترکی رو بلد نیستم درحالیکه زبان مادری من ترکی هست و اصلا از دوطرف نژاد فارس ندارم .من یه دختر مادی هستم که اجدادم ترک‌بودند

یک روز درمورد ویژگیهای ظاهری قومهای ماد‌وپارس وپارت داشتم مطلب میخوندم .

حتی ظاهر قومها باهم‌فرق میکنه مدل ابرو مدل چشم ودهان وقد ‌فرم اندام‌ ودرشتی وریزی جثه .

چون زیاد ترکی حرف نزدم کلا علاقه مو به زبان ترکی ازدست دادم‌

درضمن به زبان فارسی عادت کردم وکمتر لهجه دارم یعنی شاید خیلی خیلی کم که زیاد معلوم نشه البته گاهی احساس میکنم که دارم اونم خیلی کم

ولی تموم بچگی تا الان‌رو‌فارسی حرف زدم و حتی با بچه ها ترکی حرف نزدم ولی نمی‌دونم چرا پسرم‌لهجه گرفته و‌دخترم‌هم‌کمی لهجه دارتره

خودم نمی‌دونم چرا ؟اصلا دختر من ترکی بلد نیست اصلا نمیتونه حرف ترکی بزنه پسرم تا حدودی با بچه های تبریزی دوست بوده از اونها ترکی یاد گرفته ولی دخترم‌اصلا متوجه نمیشه زبان‌ترکی رو

خودم هم‌ فکر نمیکنم بتونم چیز د. خور توجهی ترکی شعر بتونم بگم

به نظرم اجداد ما باید زبان ترکی و خط ننوشتم کلمه ها رو بهمون یاد میدادن البته من چند تا کتاب ترکی دیدم‌یک‌کم ازش خوندم

وقتی بچه بودم پدرم داستان‌های عشقی ترکی رو گوش میداد و کتاب کور اغلی روهم چند صفحه خوندم ولی اصلا بلد نیستم بنویسم یعنی نوشتار صحیح

یادمه پدرم درمورد اصلی وکرم که جزو عشاق ترک‌ها بود آواز میخوند و داستان‌های عشقی بهرام وگلندام یا شاد اسماعیل رو گوش میداد ولی من اصلا حوصله ندارم خودم‌رو درگیر داستان‌های اونها بکنم و کلا حتی الا ن مدتی حتی یه آهنگ فارسی هم گوش ندادم .البته الان علاقمند شدم‌یعنی خیلی وقته دوست داشتم برم کلاس موسیقی ولی فکر میکردم مشکل میشه برام

وفکر میکنم خیلی سال پیش باید یه هنر و یک رشته ورزشی انتخاب میکردم

مثلا موسیقی و یه ورزش که قهرمانی داشته باشه البته من علاقه امدبیشتز ورزشهای رزمی وانفرادی بود

فکر میکنم باید آدم از نوجوانی شروع کنه

خواهرو برادرهای منم بیشتر بسکتبال بازی میکردن

خواهر وسطی بسکتبال کوچکه بسکتبال و برادرم هم بسکتبال البته اونها برای یه تیم خاصی بازی می‌کنند و پول هم‌میگیرن ولی این قدر پول نمیدن توایران

منم خیلی وقت پیش میخواستم شروع کنم ولی نشد یعنی ولش کن

میگن ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است ولی برای رشته های قهرمانی سن خاصی هست .

‌هنر هم خیلی عالیه یعنی احساس خوب به آدم میده

حالا نقاشی شعر موسیقی هرچی

با خودم فکر کردم امروز مثلا که چی مهم نیست که نشده خیلی چیزها مهم اینه که برای خودم خوب زندگی کنم وازخودم‌رضایت داشته باشم ،واقعا از بقیه چی گیر ادم‌میاد

شهرت هم‌خوبه ولی همه چیز مثل تیغ دولبه است

یک روز آدم رو بالا میبرن فردا مجسمه تو پایین میکشن مثل مجسمه فرح و شاه

که مدتی زنده باد سرمیدن وحدتی مرده باد

اره مردم اینطورن شاید آدم‌ها هم تاریخ مصرف دارن

یا حتی سلبریتی ها یک‌روز ازشون تقدیر میشه یک‌روز همدبهشون توهین میشه

البته همه جا ‌توهمه ی زندگی ها اینها هست وادمها هم توگذر زمان رفتاراشون عوض میشه

چه میدونم هرچیه به دنیا ‌مردمش زیاد نمیشه دل خوش کرد .

ادم باید به یکجا وصل باشه یکی که قویترین موجود عالم باشه

شاید خدا باشه

خدا وخدا ‌خدا ولی کجاست خدا چرا نمیاد

برچسب‌ها: ساحل
ساحل
چهارشنبه بیستم مهر ۱۴۰۱
19:49
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />