ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

به نام‌خدا

اره این چند وقته حسابی اعصابمو خرد کردن

البته اون خودش توکمپه مثلا داره ترک میکنه ولی نگران روزیم که بیاد بیرون

‌جون هیچ تقصیری رو گردن نمیگیره ‌حتما برامون درد سر درست میکنه .

اونشب میخواست دوباره بره دنبال مواد زدن و دنبال کارتن خواب‌های عزیزش که با پسرم دعوا ش شد اون بخاطر اون کارتن خواب‌ها و ادمهای معتاد وشیشه از جون بچه ها ومن گذشته اونشب پسرم ومن رو تهدید به قتل کرده ‌هزار تا بازی دراورده

بعد خواهرش میگه معتاد نیست و جاش کمپ نیست ولی من میدونم جای همچین آدمی کجاست

اره حیف پولی که بدم واسه کمپ واسه اون اون لیاقتش مواد وشیشه و ادمهای ولگرده دوباره برگرده باز هم میره دنبال مواد

فقط من خواستم اینجا خون راه نیفته و چاقو کشی نشه

والا مرض ندارم پول کمپ اونم بدم .

تواین چند وقت هم دارم جواب خانواده شو میدم

همشون هم‌میگن همه فهمیدن که شبانه بردن ش کمپ

واقعا آدم معتاد برای ترک باید بره کمپ و ابروریزی نداره

اگه تو دعوا اتفاق بدی بیفته اون وقت زندان و دستبند ‌اعدام ابروریزی بیشتره

ولی اونها عقلشون نمیرسه یا دنبال شر میگردن

شاید هم دنبال دیه میگردن

خیلی ناراحتن از کمپ رفتن برادرشون و با‌من با ادبیات بد و خیلی توهین امیز حرف زدن و من هم جوابشونم دادم

هرچیه چند روزه بد جور رفتن رو اعصابم

واقعا حیف ثانیه

ساحل
یکشنبه هجدهم دی ۱۴۰۱
16:46
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />