ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

22/10

به نام خدا

چند روزه حسابی برف باریده تموم شهرها ی کشور بارونی و برفیه .هوا خیلی سرده ولی زندگی جریان داره دیکه مردم از سرما نمیترسن .دیروز که رفتم بیرون زیر برف مردم زیادی روانی کوچه وخیابون دیدم .همه مشغول خرید و رفت وامد بودن و نسبت به یک روز سرد برفی خیابون شلوغ به نظر میرسید .

مردم باید به سرما و برف عادت کنن و زندگیشونو تعطیل نکنن .

برف خیلی قشنگه و من دوستش دارم یک زیبایی خاصی به شهر وخیابون میده درخت‌های برف گرفته خیلی قشنگن و عاشق راه رفتن روی برف‌ها هستم .

به نظرم باید برای زمستون لباسهای بهتری بخریم و کاپشن وپالتو وکلاه و چکمه و لباس مناسب بپوشیم و نگران سردی زمستون نباشیم .

زمستون خیلی قشنگه حتی از بهار هم قشنگتره ،

دیروزو ناهار پسرم رو بردم‌براش بعد هم رفتم باشگاه نصف تمرین قبلی مونده بود انجام دادم خانمی که جدیدا باهاش گفتگو میکنم گاهی گفت چقدر خوبه که الان باشگاه خلوته .اون هم داره تمرین میکنه ولی از روی برنامه مربی نه همین جور برای خودش یه تمریناتی انجام میده یکی دیگه از بچه ها داشت تمرین میکرد اونم گفت که از برنامه مربی استفاده نمیکنه .

ولی من برنامه مربی رو انجام میدم چون علم کافی رو ندارم بدونم چه حرکاتی رو بزنم

البته میدونم حرکات پا ودست و سینه چیه ولی اونها دوره مربیگری گذروندن و همیشه براشون کلاس میگذارن درضمن هر چند وقت یکبار بهشون میگن فلان تمرینات منسوخ شده انجام ندید

اونها زیر نظر فدراسیون یا وزارت ورزشی هستن همین جور کشکی تمرین نمیدن

درضمن مربی میانسال و تازه کار نیست و سالها داره مربیگری میکنه .

اینکه باشگاه دولتیه درست ولی دولت هم یه مربی بد نمیگذاره سر کلاس داره حقوق میده و اونهایی که برای دولت کار میکنن حتما یکسری دوره های مربیگری درجه یک‌رو گذروندن تازه کار هم نیست

من که دارم برنامشو انجام میدم

ولی اون خانم‌هایی که مدت زیادی تمرین کردن از خودشون برنامه درست میکنن من هم هشت نه سال تمرین کردم ولی سرخود تمرین نمیکنم .

هرچیه دوست داشتم قبلا دوره مربیگری برم ولی جور نشد

اونم دلارام گفته که می‌خواد بره مربیگری

اگه چند سال پیش شرایط مناسبی داشتم کلاسش تو سالنی که تمرین میکردم برگزار می‌شد ولی نشد که برم

حالا فعلا مهم نیست خود مربیها زیاد تمرین نمیکنن و فقط برنامه میدن و این قدر کارشون زیاده که به خودشون نمیرسن

شاید هم باید همین جور تمرین کنم حداقل کارم زیاد نیست میتونم برای خودم وقت بگذارم بهتره .

تاشب هم دیروزو خونه بودم هیچ کجا نرفتم شام هم فقط تن ماهی خوردم تو یخچال عدس پلو و لوبیا پلو داشتم ولی دلم خواست گوشت بخورم .تنهابودم پسرم شام رو با دوستش رفته بود بیرون ماشینشون خراب شده بود مونده بودن خیابون .چند بار زنگ زدم جواب داد گفت موندیم خیابون داریم ماشین درست می‌کنیم .من خوابم برده بود آمده بود خونه .

الانم یک عالمه کار هست بخوام انجام بدم .

برچسب‌ها: ساحل
ساحل
پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۱
13:21
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />