26/10
به نام خدا
اونروز درمورد مسایل سیاسی نوشتم وبعد اینکه درمورد رضا پهلوی مطلب نوشتموبعد حذفش کردم .
شب که خوابیده بودم خواب دیدم کلا رژیم ایران عوض شده بود و رضا پهلوی من بودم که برگشته بودم ایران دقیقا نمی تونستم تشخیص بدم من خودمم یا رضا پهلوی انگار من توکالبد اون بودم با مادرم فرح توی کاخ بودیم یک دختر بچه همراه من بود و باز من رضا بودم که دختر کوچولوی دوساله ای همراهم میومد .شورش شد جنگ شد و حمله کردن به کاخ شاید هم زمان بت عقب برگشته بود و من که رضا بودم فرار کردم .واقعا جنگ وخونریزی بود و باز من نمی تونستم خودمرو ازرضا تشخیص بدم .
مجبور بودم فرار کنم برم جایی قایم شم .
همینجا خوابم تموم شد .
چه خوابی
شاید نباید بهش کار داشته باشم ولی نمیدونم چرا من رضا پهلوی بودم .
چرا نمیتونستم خودم واون دختر بچه و رضا پهلوی رواز همتشخیص بدم .