به نام خدا
اه خدا
خیلی خسته ام
تنم پاهام درد میکنه
حتی روحم درد میکنه .باید خستگیهامو از تنم بیرون کنم .
هی به خودم میگم باید خودمو درمان کنم .
باید انرژیمو افزایش بدم .باید به خودم تلقین کنم که حالم خوبه .
هی باید خودمو گول بزنم خودمو بفریبم .چاره نیست
دنیا خیلی مزخرفتز از اونیه که آدم فکرشو بکنه .
تموم رنجها و درداش به خوشیهاش نمی ارزه .
درد نیستی و مرگ به خوشحالی زاده شدمش نمی ارزه
و بی مهریهاش از مهربونیش بیشتره .
فقرش از ثروتش بیشتره
اصلا دنیا جای خیلی خوبی هم نیست .
یادمه مادربزرگم میگفت که نون گندم خوردن روشکر ش بجا نمیشه آورد .
بعد همیشه به ما میگفت باید قناعت کنید .
ولی من حوصله قناعت ندارم .من قناعت دوست ندارم .
مگه من چقدر عمر دارم که بخوام بدبختی بکشم برای کدوم مبادا
یادمه چه ادمهایی از زندگی ما رفتند که خیلی جوان بودند .
قناعت در برابر عمر کوتاه بشر پاسخگو نیست .
تو این زندگی با این ادمها یه عمر نوح میخواد .
کلا یک جوری بازی میکنن با زندگیت و عمرت و جوانیت که دقیقا فکز میکنند که تو عمر نوح و یه قدرت جادویی و ماورایی داری .
مثلا نمیمیری مثل اشیل که مثلا خودشو رویین تن کرده بود
یا مثل زیگفرید که باخون اژدها خودشو شست تا رویین تن بشه .
ولی حتی اونها هم از مرگ نرستند
امتحان وتست چیز مزخرفیه
وکسی که به خدا اعتقاد داره قلبا و باورش داره نیازی به امتحان نداره
وکسی که در قلبش کافره اون هم با تست درست نمیشه .
اصلا چه امتحانی .
یک عمر آدم رو به بازی میگیرن
واقعا نیازی به امتحان نیست
زندگی خیلی کوتاهه
خیلی
ومرگ نزدیکه
مثل زیگفرید که مرد مثل اشیل که کشته شد .
حتی پاریس وهلن هم از عشق جز زنجوجنگ چیزی گیرشون نیومد .
واون پادشاه که با اون دختر ازدواج کرده بود و زیگفرید کمکش کرد که دختروتصاحب کنه هم به جایی نرسید .
چه داستانهایی زیادی تو دنیا هست .
ولی عزراییل زیاد دور نیست یک روزهمه رو با خودش میبره .
واقعا قصه مزخرف خنده داری مرگ
اخ
قبلا وقتی کسی قرار بود بمیره از خیابون چندین روز پیش صدای لا اله آلالله میشنیدم و میدونستم که قراره کسی بمیره
و بعد چند روز کسی رو میبردن
واین عزراییل همه رو میبره
دنیا این قدر هم طولانی نیست
بهدرداش نمی ارزه
کشور پول ثروت دنیا
تست گناه خطا درستی
همشون تموم میشن
مهر بونیش نامهربونی
بدی وخوبی
وغصه هاش هم تموم میشن
اه
دنیا چیزی نداره
هیچی
هیچی
هیچی
اخرش باید رفت