ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

ظلمی کنی در کار او

هست شدم از هست او

بالا شدم از پست او

پیدا شدم از پنهان او

انگه انکار او انکار او

یاری کند یاری کند

از من نگهداری کند نگهداری کند

هر کس که خواهد تیغم زند

او تیرش زند تیرش زند‌

گفتند که اونیست در جهان

پس من از کجا پیدا شدم

کی به زیر فلک شبها هو کنی های کنی

به زیر فلک کی ناله ی مستانه کنی

کی گریه های شبانه کنی

کی رفته ای دنبال او

تو او خودش رسوا کند

پر ده بردارد از رخش

تو‌اورا پیدا کنی

کی ها کشیدی کی هو کشیدی

کی ناله مستانه زدی

تا او خودش پیدا کند

شب تا به صبح صبح تابه شب

خورده ای از آب ونان

بوده ای همیشه فکر نان

کی بوده ای دنبال جان

تا جانانه را پیدا کنی

کی کرده ای نامش صدا

تا از اونیامده ندا

کی مجنون شدی

اوشده لیلای تو

کی عاشق او‌بوده ای

تا چرخ وفلک از هفت آسمان

اورا پیدا کنی پیدا کنی

اندوه تو بوده تنت

ناز ونوازش وزنت

خانه خواستی و سرا

پول ومال ومنال

از ما پسر تو خواسته ای

دختران زیبا خواسته ای

همسران حوری وش و فاطمه خصال خواسته ای

بودی به دنبال جنان

یا دنبال آب ونان

‌از اخرت جنت می خواهی

از دنیا زنان

یا دنبال نانی و یا هوس

کی گفته ای که هو کجاست

جانم جانانم کجاست

اجر گذاشتی روی هم

بودی دنبال ساختمان

از دنیا خواستی غذا

ملک ومال ومنال

ار اخرت تو خواسته ای درخت و شیر وشراب

یا همسران باکره همان زنان حوری وش

کی گفته ای خدا کجاست

تو او خودش رسوا کند

پرده بردارد زرخ

کی گفته ای یا هومدد

با که بوده ای دنبال الاهومدد

نه نامش خوانده ای

نه جانش خواسته ای

حالا کنی انکار او

ظلمی کنی در کاراو

او‌دیگر چرا بنده آرد

انسانی دگر زنده آرد

خود برو فکر ی بکن

تا خودت پیدا کنی

گر او نبود ببین که خودت از کجا پیدا شدی

پیدا شدی از هست او

انگه کنی انکار او

برچسب‌ها: ساحل
ساحل
چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۲
14:45
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />