ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

کج رفتاری دهر

لبریز شد صبر من از بدبیاری های دهر

روزی نرفت در جهان بی ،بی اعتباری های دهر

دمش اعتمادی نیست این پیر فرتوت را

تکیه نتوان زدن بر روشن روزگاری های دهر

لب تا به تبسم وا میکنم ،هر دم می اید غمم

به چندین لبخند هم نیست از بی اعتباری های دهر

از غم عالم گفتم که خون گریه کنم

نتوان تکیه زد بر انسانهای دهر

یک شب گفتم به بزم خوش مهمان شوم

حتی به یک جشن هم نیست اعتمادی به دهر

با یک غزل میشویم این کج رفتاریش

این بداندیش وبدرفتار وپیر و دیوانگی های دهر

نه من قربانی ام از ساکنان ومردمش

هزاره ها میرود از دشمنی های دهر

تا لب واکنی بنالی از غمش

اندوههای تازه می افزاید بر غم های دهر

تیره شب می اورد در ظلمت وسردیش

در روزگار روشنش سوزندگی های دهر

تا که خواهم به ابی تن تازه کنم

می سوزاند دوباره در اتشین روز های دهر

پروانه هم مانند من نالان شده از روزگار

نه این یکبار نیست از کج رفتاری های دهر

نه من نالان شدم از جهانی گریزان شدم

عمریست ناله های خلق براسمان است ذز ستموارگی های دهر

برچسب‌ها: ساحل، ادبی
ساحل
شنبه نهم دی ۱۴۰۲
14:18
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />