ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

عشق روی گل.ساحل .سپید .

صدای تو صدای تو اشنای من

منم که از تو دل نمیکنم

هوای تو به سینه ام

در این قفس چه میکنم

خیال من پریدن است از این دار محنت

فکر من رسیدن است به ارزوهای محالم

منم که عاشقم به گل

نفس که میکشم در هوای بوی گلم

نه این هوا به سینه ی من است

به بوی و روی گل عاشقبسیارند

اگر که روی گل نکوست اکر که بوی گل نکوست

این عاشقی دگر داستان دیگر است

کسی نشد شهره به عشق روی گل

اگر که شد فقط نام بلبل است

هوای گل هوای گل میکشد هزار بلبلی

مگر منم که عاشقم باغبان داده به پای گل جوانیش

این حدیث دیگر است

این عاشقی نه سر شکست نه دل شکست

نه کس در هوای وصل گل

در این چمن روییده گلستان گل

هر کسی دلداده ی گلی با رنگ دیگر است

عشق شوری دیگر است

پروانه و بلبل همیشه گرد گل

نفس در این هوا میشود پر عطر گل

عشق شور دیگر است در نهاد ادمی

که به پا میکند شور دیگری

به رنگ و بو هر کسی که عاشق است

نامش دگر عشق نیست

عشق از رنگ و بو دیگر است

کسی که عاشق دوچشم شد

عالم همه پراز چشم دیگر است

هر که در هوای بوسه لب شیرین مانده است

در جهان پر از لب های زیباتر است

انکه دل داده به یوسفی

عالم همیشه دارد یوسف دیگری

به رنگ رو وبو کسی که ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دلداده شد

مثل گل

فصل خزان گلش نشست به زردی

برگ و شاخش ریخت

بگو دیگر عاشق چه است

عمر رنگ و بوورو سالیانی است

چون خزان رسد از عشق چه ماند

ض

برچسب‌ها: ساحل، سپید، ادبی، نو
ساحل
سه شنبه دوازدهم دی ۱۴۰۲
17:53
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />