ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

شاهین

من آن شاهین تیز پروازم

که بر بلندای کوهی لانه دارم

به کوهستان آمدند صیاد بسیار

به دنبال آهو و پرنده برای شکار

زدند بربال جفتم تیر بسیار

نمی دانم کجاست اکنون زمن دور شد یار

چند مرغک کوچک در آشیان بود

همه دنبال آب و دان بود

پریدم از آشیان من به دنبال یافتن جفتم

برده اند از آشیانه جوجه هایم

کرده‌اند ویرانه آشیانه

نه دیگر جفت دارم نه جوجه نه لانه

شدم از ار خانمان و آشیان آواره وبیچاره

الهی بشکنه اون دست صیاد

که داده آشیان و مرغکان کوچکم را بر باد

منم نالان گریانم در این کوه

منم تنهای تنها بی آشیانه

نه یارو همدمی نه آشیانی

نه از همدم و یار هیچ نشانی

برچسب‌ها: ساحل
ساحل
یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲
21:38
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />