دلنوشته ،
لازم نیست خانمشیمبورسکی باشی
خودت باش
پروین اعتصامی یا فروغ فرحزاد
یا مثل لورکا شعر بنویسی .
یا مثل کافکا
یا مثل شاعرای روس
فقط باید بدونی که چطور باید شعر بنویسی .
باید احساساتت رو بیان کنی ،
اون هم به صورت احساسی تخیلی
قرار نیست مثل پروین شعر های مناظره ای بنویسی
قرار نیست مثل فروغ بنویسی
قرار نیست مثل حافظ از عرفان و عشق بنویسی .
قرار نیست مولوی بشی و بری آز خدا و پیغمبر و داستان بنویسی .
فردوسی نیستی که شاهنامه بنویسی .،نظامی نیستی لیلی مجنون و خسرووشیرین بنویسی .
فقط قراره خودت باشی .مثل خودت .
اون چیزایی که اونها نوشتن مال گذشته بوده و نوشتن و تو نباید مثل اونا بنویسی .
توبایدمثل خودت باشی .
تو باید چیزایی رو که دوست داری یا نسبت به شرایط واحساس بوجود آمده بنویسی .
این قدر شعر گوش دادم خسته شدم .
هی باید بشینم شعر بخونم .شاملو ،اخوان ثالث ،فروغ ،پروین ،نظامی ،سعدی ،لورکا ،هی از این به اون شاعر
مخم سوت کشید ،
چقدر باید شعر بخونم .
نمی دونم .کتابخونه ای که میرم اشعار اخوان وشاملو رو نداره .
چندکتاب شعر کلاسیک داره .اصلا حوصله خوندن اشعار
عطار نیشابوری رو ندارم .
تنها به خوندن اشعار سعدی اکتفا کردم .
یه کتاب رمان گرفتم ازش .
تمام کتابخونه رو گشتم ولی هیچ شعری از اخوان و شاملو پیدا نکردم .
حتی یه کتاب از فروغ پیدا نکردم حتی پروین هم نداره .فقط خیام و عطار وحافظ وسعدی .
دفعه پیش که دیوان صفی علیشاه رو آوردم چند تا غزل وشعر از خوندم ولی هم کار داشتم هم احساس کردم اصلا خوب نیست زیاد بخونم .
بیشتر اشعار ش مذهبی بود
همون شعری هم که جایی خونده بودم که سروده بود بر باد داد موی مجعد را ،در بند کرد عقل مجرد را
اونم توی این دیوان بود. شعر های خاصی بود
شایذ در آینده باز دیوانشو گرفتم .
کلا اشعارش با شعرهای بقیه فرق داره
اون در مورد خیلی چیزهای خاص شعر کفته که حتی توی حدیثها و قرآن هم نیست
یک چیزای خاص
یک بار شنیده بودم که صفی علیشاه با چشماش جلوی حرکت قطار رو میگرفت .
توی داستان در مورد دراویش نوشته بود که اول میفرستن گدایی
هرچیه اشعار اون با شعرای سعدی و حافظ فرق داشت .
ولی فکر میکنم باید توی هرچیزی نوآوری داشت .
شاید سپید بیشتر خواننده رو تشویق به خوندن کنه .
هر چیه شاعرمثل شاملو شاعر احساس انسانی خودشون هستند
شاید این که شعر سپید خیلی چشم رو اذیت نکنه
شدر ضمن ایجاز کوتاه بودن شعر خوبه
واسه این روزگار
شاید هم باید خیلی بهتر بود
یه چیز خاص داشت .
الان مردم خیلی کتاب نمی خونن .
زندگی با گذشته فرق داره .
سرگرمی امروز خیلی بیشتر مثل تلویزیون ،سینما ،پارک ،موزه ،باغ وحش ،سیرک،تئاتر ،کلاس هنری ،موسیقی ،رقص ،گوش کردن به آهنگ ،
ولی همین آهنگها رو شعر اشون رو شاعرا گفتن .
داستان تئاتر و فیلم سینمایی و سریال رو نویسنده ها و شاعرا نوشتن .
وادبیات جزو هنرهای اول حساب میشه .
نمایش رقص و موسیقی بعداز ادبیات و نقاشی هست .
باید ادبیات و داستان باشه که موسیقی و نمایش باشه .
پس به نویسنده های خیلی خوب احتیاج هست .
شعر های بابا طاهر و حافظ وسعدی و بعضی ها رو با موسیقی اجرا میکنن و برای داستانهای شکسپیر نمایش اجرا میکنن
سینمایی مثل هملت و مکبث و شاه لیر و دزدمونا واتللو میسازند .
برای هومر تروا و اودیسه میسازن
ولی فعلا من باید زندگی کنم فراتر از اینکه بخوام از مرز زمان بگذرم و خودمو جاودانه بکنم .
بخوام مثل پروین یا فروغ باشم یا مثل هومر ادبیات داستانی بوجود بیارم .
باید بدونم که در زمان حال دارم برای خودم چکار میکنم .
چه قدر خودم کمک کردم .
باید بیشتر فکرکنم .