دنیای پریا.شعر .ادبی .
شهر پریها کجاست
اونجا که دل خونه داره
دل درمونده رسوا آواره نیست
اونجاکه سقف خونه هاش گلهای شیپوری داره
چمنای سبز پوشوندن خیابونها رو
روی دیواراش پیچک ویاس خونه داره
مرغهای خوش آوازش میخونن صبح وشب
لباس پریها رو میدوزن از گلبرگ گلها
اونجا که غم پیداش نمیشه
میرقصن پریهاش هر روز وهرشب
چشم هیچ پری ای گریون نمیشه
خونه هیچ پری بی نون نمیشه
تو کوچه هاش میپیچه عطر. یاس
شنبه ویکشنبه وجمعه نداره روزاش
همه روزه جشن وشادی بهپاس
لب پریچه ها همیشه به خنده واس
غنچه گلها باز میشن توی حیاط پریا
شب که میشه مهمونی وجشنی به پا
پا میکوبن میرقصن دست به دست
خنده و خوشی ومهمونیشون همیشه پابرجاست
از این دنیای خشک آهنین زنگ زده ادما
دنیای پریها شده جدا
ساحل
شنبه سی ام دی ۱۴۰۲
18:58