حقیقت.ادبی .ساحل .سپید
به دنبال کدام حقیقتی
به دنبال کدام عشق
در پی کدام زندگی
واقعیت چیز دیگریست
همیشه واقعیت چیز دیگریست
هیچ وقت از جسمت بیرون نیامده ای
تا بتوانی همه چیز را بکاوی
در اسمانهای خارج از سیاره به پرواز در نیامده ای
هیچگاه همه جای زمین را کنکاش نکرده ای
و در یک ان همه جا نبوده ای بدانی
چه کس هست چه کس نیست
وهیچ وقت دنیای بعدرا هم ندیده ای
هیچ گاه به هیچ سیاره همسایه سفر نکرده ای
در این زمین گیر افتاده ای
همه چیز را ندیده ای ونمی دانی
هیچ چیز را نمیشود رد کرد یا قبول کرد
همیشه واقعیتها دیده نمی شوند
گاهی عمر ها کفاف نمی دهد
گاه امکان نیست به همه جای هستی سفر کنی
وهمه جار ا دنبال خدا بگردی
یا روی زمین دنبال کسی بگردی
وقتی جسم وزمان ومکان تورا محدود کرده
وحتی مذهب محدودتر
وحتی نمی دانی واقعیت چیست
انگاه که مردم از بدبختی ناله میکنند
می گویند خدا کجاست
چرا کمک نمیکند
و در بیشتر زمانها همه مذهبی ها در درون کافرند
هیچ کس نمی داند خدا کجاست
هیچ کس نمی داند اخرت کجاست
بعد دنیا رو محدودتر وکوچکتر میکنند
بعد همه چیز حرام میشود
رها کن
فقط دوست دارم زندگی کنم
واهمیت ندهم واقعیت چیست
وقتی همه دروغ میگویند وخیانت میکنند
دوست دارم کار ی انجام بدهم که راضی باشم
تا انسان پاک و درستکار خالی ریایی باشم
ولی باعث عذاب دیگران باشم
میخواهم خودرا از رنجهای همیشگی برهانم