ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

هزار گنجشک را دیدم

پرنده ای ابی میانشان

از این شاخه به ان شاخه میپریدند

روزی از بهار از چند سال پیش

پرنده ابی فکر میکرد گنجشک است .

نمی دانم مرغ کدام قفس بود که فرار کرده بود ,

شده بود یکی از گنجشکها

بال خود را نمیدید که با گنجشکها فرق دارد ,شاید تا اخر عمرش در دسته گنجشکهابماند ،

خودش هم نمی داند کیست ،

چه برسد به گنجشکها

میان گنجشکها خیلی معلوم بود.چون رنگش ابی بود .

دوبار شاید سه بار دیدمش .

برایم جالب بود .

ساحل
سه شنبه دهم بهمن ۱۴۰۲
19:5
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />