ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

به نام خدا

هیچ حال وحوصله ندارم .

​​​​​​یعنی دوست ندارم با هیچ احدی حرف بزنم .

گوشیم مشکل داره تایپ نمی کنه .قرار شده گوشی بگیرم .

این گوشی هم قرضیه .

باطریش خراب شده .

این روزا کلاسکوت کردم با هیچکس حرف نمیزنم .

اونروز زنگ زدن شامدعوتم کردن نرفتم .

دلارام با داداشیش رفت .

اینم انگار انتن ها وماهواره اش از جای دیگه کوک میشه

بهش گفتم تو اصلا شخصیت نداری ‌‌

من که گفتم نمیرم شروع کرد به فحش دادن به من مثل همیشه

اکبر جونش دوروز رفته بود مسافرت جنی شده بود .

مثل روانیها رفتارکرد .

بهش گفتم مادر خودم دعوت کرده نمیرم تو چرا عصبانی میشی فحش میدی .

شروع کرد به توهین وفحاشی

مثل ادمی که میترسه .

شخصیت نداره وهمه زندگیشوبا همه شریکع

به حدی دوروزه فحاشی بد رفتاری کرد

به من گفت بگذار بروچرا طلاق نمیگیری بری

بگذار برو گم شو خونه مادرت

طلاق بگیر .

به من هزار جور برچسب تهمت وچرت وپرت چسبوند .

به همه ی همشهریهای پدرم فحشداد وگفت همشون خرابن دختراشون طلاقین

بهم کفت من رو میده با ماشین زیر کنن من هم گفتم بیجا میکنی

من مثل تو هزاران کثافت کاری ندارم از مرگ بت سم .

اگه بمیرم خدا وخودم هستم .تو باید از مرگ بترسی

به قدری پرش میکنن

رفتم مارکت بهم فحش داد وجلو مشتریها شروع به فحاشی کرد

یه مشتری پرسید شما چی هم هستید گفتم هیچی .

چند روز اکبر نبود مثل دیوانه ها بود

انگار معتاد همجنس بازیه این قدر که کرمهاش

روانشو میریزن بهم هرروز باید شوهر داشته باشه .

تازه اکبرهم تنهایی سیرش نمیکنه

بعضی روزها باید با کسای دیگه بره

بد جور معتاد همجنس بازی و شیشه است .

چرت و چرند نموند سرهم نکنه بارم نکنه

ولی من شام اونها هم نرفتم چون همین اشغال گوه رو اونعا پیدا کردن چپوندن زندگی من تا الان به زور نگهش داشتن حتی ازش باج گرفتن تا نگهش دارن .

دستشون باهاش تو یه کاسه است که هم ازشون میترسه هم بهشون با ج میده .

والا چه دلیلی داره طرف اونهاحرف بزنه .

همش الکی حرف میزنه بهم میگه طلاق بگیر برو

ولی دروغ میگه چون همونها روهزار بار به جونم انداخته

حتی بهم گفته که مرگ داداشم تقصیر اینها بوده

گفتم تو مگه نمی گفتی مگه ندیدی داداشتو کشتیم طلاق بگیری اون یکی خانواده تو میکشیم

چند سال من رو نگه داشتی به زور واذیت

الان هم همین جور من طلاق نمیگبرم

اصلا معلوم نشد چطوری برادرم رو کشتن

البته بعدش میگه نه همین جور بگذاربرو یعنی بدون طلاق

دقیقا همون سالی که گذاشتم رفتم رفت بهشون پول داد برام جادو بگیرن

شاید هم شیشه کشیدن اون طور بلا سرم اوردن

اینها اصلا ادم نیستن هیچ کدوم همشون یک مشت عوضین

همه اش فیلمشه

خود پفیوثش همه اش داره فیلم بازی میکنع .

دقیقا یک سری میگفت من پاس میدم به اونها اونها پاس میدن به من

کلا دیوانه است

من اگه میتونستم جدا شم حتما جدا میشدم

ولی این دیوانه فقط داره فیلم بازی میکنع واونها هم میدونن این بی عرضه اشغالع

دارن ازش سو استفاده میکنن

خودش معلوم نیست چه غلطایی کرده پیش اونها الان مجبورش کردن من رو ‌‌‌‌‌‌پاس بده به اونها

والاسری قبل مگه برادرم رو نکشید اینجا وبعد هم خودش شروع کرد به فحشدادن

این اشغال هیچ چیز شخصی خانوادگی نداره .

این رو اونها چپوندن

تو این مدت که فهمیدن این رفته کمپ شیشه مصرف میکنع

پسر خاله هام هی پی ام دادن تو اینستا منم پیجمو حذف کردم .

از قصد پیجمو حذف کردم فامیلا پیدام نکنن .

حتی اگع بتونم از ابنجامیرم جایی دیگه پیدام نکنن .

برا چی بخوام باهاشون رفت وامد کنم .

اگه مادرم میخواست من شوهرداشته باشم میکذاشت جدا شم برم شوهر کنم .به زور این حیون رو نگه نمیداشت

خودش باج بگیره ازش بعد گند کاراشون ر بیاد

اصلازه اونها. ربط نداره من چه کار میکنم

خودش از هزار تا کثافت کاریسر دراورده زبونشم درازع

برو پی کارت بابا

من پیش تو پیغمبرم

اندازه تو گوهکاری ندارم

چند ساله نشستم گوشه خونه اشپزی کردم به بچه و خونهام رسیدم تو. شب تا صبح چندین سال داشتیتو مسافر خونه ها با دزدا و معتاد کارتن خوابهای ولگرد همجنس بازی میکردی

تو کی فهمیدی پسر داری کی مدرسه اش رفتی

کی فهمبدی دختر داری

همه کاراشون من کردم من بهشون رسیدم من رفتم وخودشون کاراشون کردن .تو همه شبها ول تو خیابونعا بودی .منم تنها بودم

فقط امده بودی بیچاره ام کنی

الان اگه خانواده من پشت من بودن من مینشستم واسه توی اشغال غذا میپختم

تو بری راحتتر همجنس بازی کن ی حیوان

خانواده من پشتم بودن سرتو میبریدن اشغال

جای گوسفند

یکباردست رو م بلندمیکردی دستتو میشکستن

من میدونم که تو یه اشغالی

میدونم خانواده ام قلابی ان .

همه چیز رو میدونم اصلا ازدواجی وجود نداره

تو یه جنس قلابیهستی چون اگه ادم حسابی تو زندگیم بود هیچ حیوون دیگه ای تو زندگیم جا نمیشد .اگه مرد درست .حسابی بودی

یک مشت قاچاق فروش نمی تونستن هرروز بیان سرراهمبگن عاشق منن

حداقل پنجاه درصد پسرهای محله بهم گفتن من رودوست دارن

پسرهای خیلی خوشگل تحصیلکرده بهم گفتن عاشقمن

​​​​​​ من اگه میخواستم باکسی باشم ادم قحط نیست

برم با پیر پاتالها ونکبتها و کونیها بریزم روهم .

من مثل تو کثیف نبودم

من به هرکسی نگاه نمیکنم

من پول نداشتم اره طلامو فروختم

من پول نداشتم رفتم دنبال کار ولی دنبال خلاف نرفتم

تنها موندم تنها خوابیدم ولی اشغالهارو جمع نکردم دورم .

رنج کشیذم ولی نرفتم معتاد شم .

کتک خوردم ولی ولگرذ نشدم توهین کردن ولی نرفتم فاحشه بشم .

تنهایی رنج بی پولی همه بدبختیها رو تنهاییکشبدم

مادرم هیچ وقت هبچ کاری برام نکردحتی نفهمید

تو چهار سال شب از خونه بیرونم کردی پسرها به زورمیخواستن ببرمن خونشون ولی نرفتم .

پسرهای هجده ساله جوان خوشگل نه نکبتها

بدبخت

هر چقدرپول هم میخواستم بهم میدادن ولی من بخاطر پول طرف کسی نرفتم

خودم طلامو فروختم .رفتم هرسری دنبال خرید طلا وسکه خریدم فروختم

هیچ وقت هم بی پول نشدم .با اون حال که تو میخواستی من رو به همه بفروشی

بعد تو کی هستی

اون شب پسره میگفت میکشمت

باز هم وقتی نیست روانی میشی

چون شیشه میزنی حالیت نیست

یادت رفته رفتی کمپ دفعه دیگه میبرم میندازم کمپ دولتی

یکسال دوسال بمونی جونت در بیاد

من رو تهدید به این میکنی که باماشین زیرم میکنن

چون شام نرفتم خونه مادرم .

غلط میکنی

عرضه داری من رو بکش .

من هم اگه بتونم حتما تورو میکشم

من اشتباه کردم

باید قبلتر ها که همیشه ول بودی شیشه میگذاشتم تو ماشینت

اون وقت به من ربط نداشت

بایدلوت میدادم سرت میرفت بالای دار

واقعا تحمل کردم همه بدیهاتو ولی میدونم که نه زنده ات یک قرون میارزه نه مرده ات هزار تومان

حیف قبر حیف ختم حیف من بیام سر خاک گوهی مثل تو .

ساحل
دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۲
1:11
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />