بیا غزل .غزل .ساحل .♥️♥️♥️♥️♥️
بیا غزل بیا غزل به من بگو میان این قصیده ها چه میکنی
به من بگو غزل ،غزل ،عسل ریخته ام برای تو برای خنده ها چه میکنی
تمام این ترانه را بخوان ،بخوان هر چه بایدی بدان بدان
برای این ترانه ها برای ان غزلها برای قصیده ها چه میکنی
گرچه تمام شده زمان ان قصیده ها بگو تو غزل
برای عشقهای نا اغاز یا نافرجام بگوها چه میکنی
کمین نشسته ان غمت میان ان قصیده ها و غزلها
ببر ز،یاد دمی غمی ،غمی ،بگوبرای شادی ها چه میکنی
زمان برده از دلم همه خاطرات بیا غزل بگو بگو
لبت مانده مثل عسل میان این غزلها چه میکنی
بوسه ساقی شد و سرزد به سپیدهای شعر
عاشقی پرنده شد میان این غزلها پرنده رها رها چه میکنی
به من نگوزغم زانچه رفته از سرت از دل رهای تو
بیا غزل بگو غزل به طعم ومزه عسل میان ان بریز عشوه ها چه میکنی
کمی قصه اغاز کن اگر که میشود قصیده اغاز کن
الکل عشق بریز به قدح این غزل ها وقصیده ها چه میکنی
به من نگو که خسته ام از همه دل شکسته ام
میان سیل غم نشسته ام شکسته جام عشقها چه میکنی
همان ترانه را بخوان به اهنگ مطربان بزن به سازها
بخوان ترانه را بخوان ترانه را بخوان ترانه ها چه میکنی