ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

ادبی .نازسحر .ساحل

سحر ناز صبح راکشیدم 

ازخواب بیدارشد 

سماورش رو روشن کرد 

چایی ریخت توفنجون 

نونشو با عشق پخته بود سفره شو چید

مربای احساس ریخت توپیاله 

و یک سفره چید روگلبرگهای گل سرخ .قالب احساسم پرشد از شعور صبح و دوباره متولد شدم وقت سحر .

برچسب‌ها: ادبی، ساحل
ساحل
دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۹
13:18
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />