سپید .دلنوشته .ساحل ۱۳۰
تمام درد های زمین در عصر اکواریوس
کیست زمین
چیست جهان
در پی رشد وتکمیل
بشر متولد و پرورش یافته سیستم
سولار
یک منظومه در اعماق تاریکی
جهان مادی
امیخته به جهان ماورا
وهمه ماورا تا اخر هستی
تولد یک اتم وهسته
اینجا پرورشگاه و زایشگاه
جایی برای بوجود امدن موجود
خاکی
به نام انسان
که هر لحظه در حال نابودی
خویش ودیگران است
میگوید زندگی میکنم
زندگی میبخشم
ولی در حال کشتن خویش ودیگران است
زاده شدن بیش از حد
فزونی نوع انسان
کمک نکرد تا او
موجود بهتر شود
فقط در حال جنگ ونزاع با خویشتن
و دنیای اطراف
بدون صلح
زمان اورا به سوی نیستی میبرد
چه بخواهد چه نه
ولی خودش درهمین چند سال
چه شتابی دارد
انگاه که موجود خاکی ازدیاد شد
اکنون همه در حال وول خوردن
درهمند
خوب وبد
نیک سرشت و بدسرشت
هیچ چیز انسان را به تکامل نمیرساند
انسان تکمیل نیست
پر از نقص
گناه وعیب فنی
مثل ماشینی
چقدر سخت است زندگی
میان گرگهای گرسنه درنده
چقدر سخت است
هنوز بوی لاشه انسانیت
می اید
بوی گندیدگی انسان
در قرن حاضر
بوی استفراغ
بوی لجن و زباله
انسان ماشین تولید زباله
تولید مرگ
تولید بدبختی
انگاه به خویش میبالد
وقتی از اسپرمی بدبو
ویک تخمک به
مقیاس سرسوزنی
متولد میشود
وچقدر نایاب هست
تولد و چقدر هم زیاد
وچقدر انسان رنج میکشد
هفت سیاره تمام زندگی را
تحمیل میکنند
وخانواده و انسانهای
غیر شرافتمند وانسانهای
که پوچند
انگاه رنج واندوه را تحمیل میکنند
وانگاه انسان بیچاره چقدر ضعیف میشود
محافظین ما کجایند
محافظین کیهانی
ارتش میان ستاره ای
ارتش کهکشانی
اندرو مدا
سپهسالار همه کهکشان راه شیری
اگنون از من و کودکانم
حمایت نمیکند
لطف کن دکمه مارو فعال کن
اینجا گرگهای گرسنه اند
دست ها وپنجه ها یی که اسیب میزنند
من اینجا ارتش ندارم
سیاره مرگ
سیاره حمله
گرگی در حال دریدن
چه کسی از ما حمایت میکند
وسعت یک کهکشان ایا حامی ندارد
و من ایا گارد ندارم
یا اینجا باید مورد حمله قرار بگیریم
این سیاره خاکی ومردمش
جای مناسبی نیستند
قابل اعتماد نیستند
وتکامل نیافته اند .