ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

۱.رمان .فروشنده دوره گرد .۱.ساحل

فروشنده دوره گرد .

کفش های مرددوره گرد پرشده بود از اب بارون

گاری دستیشو هول داد .ولی دید کفشاش تو پاش سنگینی میکنه .

کفشاشو دراورد ابشو خالی کرد و دوباره پا کرد .

سالها بود کارش دمپایی فروشی تو ی کوچه وخیابونها بود .

بارون شرشر میریخت و همه جا خیس خیس از بارون بود .

مغازه دارها روی وسایلهاشونو رو دم در پلاستیک کشیده بودند و از روی پلاستیک هم اب شره میکرد .

جواد اقا دمپایی فروش با مغازه دارها دوست بود و هر از چندی جلوی یک مغاز ه گاریشو پارک میکرد و باهاشون خوش وبش میکرد .

اینبار رفت جلو در مغازه اکبر اقا بقال

توی اون سرماو بارون یک چای داغ خیلی میچسبید .

تعداد رفت وامدها تو خیابون موقع بارون خیلی کم بود .

خیابون خلوت وفروش اون راسته تو روزهای بارونی کمتر بود .

جواد اقا رفت داخل مغازه و بعد از سلام و احوالپرسی از اکبر اقا ازش

یک لیوان یک بار مصرف پراز چای و یک پاکت تی بگ چای گرفت ونشست روی صندلی

در مورد کسب وکار وهمه چیز شروع به گفتگو با اکبر اقا کرد .

اکبر اقا هم گفت ،خدارو شکر کارم خوبه .

جواد اقا قند گذاشت دهنش و چاییشو مثل پیرمرد ها هورت بالا کشید .

از اون پیرمردهایی بود که خیلی با سروصدا چیزی میخورد .

واقعا غذا خوردن و چای خوردنش اعصاب یک زن رو خرد میکرد .

جواد اقا سالهایی بود که با همسرش کبری خانم ساکن کوچه اقاقیا بودن و توی حیاط هم دوتا گربه داشتند .

دوتا دختر شون ازدواج کرده بودند .

اکرم وزینت ،دودختر جواد اقا و کبری خانم ،مدتها بود که ازدواج کرده بودند .

اکرم همسر یک فرش فروش بود که وضعیت مالی نسبتا خوبی داشت .

وگاهی هم سری به جواد اقا میزدند .

زینت هم با یک معلم ازدواج کرده و ساکن شهر اصفهان شده بود .

زینت صاحب دو بچه به نام سامان و مریم بود و اکرم یک پسر به نام ارمان داشت .

دختر زینت مریم یه دختر تپلی با موهای سیاه پرپشت بود که کبری خانم تابستونها هرروز موهاشو شونه میکرد و براش میبافت .

اونسال تابستون مریم و سامان به مادرشون اصرار کردند که اونها رو بفرستند پیش جواد اقا وکبری خانم تا تابستونو پیش خانواده مادری سپری کنند .

بالاخره با اصرار زیاد پدر ومادر بچه ها رو سوار اتوبوس از اصفهان به شهر تبریز فرستادند .

ادامه در پست بعدی .

ساحل
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۳
16:9
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />