ساحل .ادبیات .خاطره .دلنوشته .

شعر وادبیات ومتون ادبی

۱۳۴.غزلواره .شعر ساحل

گریه امونم نمیده ،خسته ام از خستگیا

موندم از موندگیا ،گریه میکنم برای بچگیا

یه قصه تازه کجاست ،دل بی غصه کجاست

چشمام خیس خیسه ،نشستم یاد بچگیا

شب شده باز تنهاست دلم ،غم امد سراغ دلم

دنیا چرا این جوری شد ،تنگه دلم یاد بچگیا

ازاین دلم این دنیا چی میخواد چرا هی غم داره باز

از چشمام ودلم همیشه چی میخواد رفته سراغ بچگیا

کم بگو از این وان قصه میسازی واسه من

قصه تکراری غم قصه دنیای ستم دل بچگیا

گریه نکن ،غصه نخور ،دنیا همینه یک روز خوشی

فرداش غمه ،همه دنیایی ما هرجاش ظلم خنده مال بچگیا

برچسب‌ها: ساحل، غزل، شعر، ۱۳۴غزلواره
ساحل
جمعه سی ام شهریور ۱۴۰۳
21:6
<-BlogAndPostTitle-> " /> " /> " /> " /> " /> " />