ازاد ،سپید ۱۶۷.ساحل
پرنس ها گریه نمی کنند
همیشه شانه های بی کسی
پرنس ها به کسی تکیه نمی کنند
به هرشانه سر نمی گذارند
از غم روزگار بی وفا ناله نمی کنند
به دست هر کسی دست نمی دهند
سروتن را فدای هرکسی نمی کنند
از جوروجفای مردم سکوت در سکوت
صدا را برای عربده بلند نمی کنند
برای بوسه ای جان نمی دهند
پرنس ها به درختها تکیه نمی کنند
در ودیوار خراب شهر ویرانه شد
پرنسها زویرانه ها گذر نمی کنند
اگر که دل شکست دل شکسته را
با سکوت مداوا میکنند
میان هر غمی درسی نهفته است
زغم هجران این و ان ناله نمی کنند
ساحل
چهارشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۳
15:46