روزگار قدیم ۵.ساحل
به این موضوعات که فکر کردم مخم سوت کشید ،حالم خراب شد .گرچه حرف زدن در موردش مشکلی رو حل نمی کنه و اوضاع من رو بهتر نمیکنه ولی بازیهای که پیاده کردن روان ادم رو درگیر وداغون میکنه .مثل اون روز که خودش سر خود رفته بود از داماد عموم جنس گرفته بود .عموم فقط یه دونه دختر داره اونم تازه شوهر داده بود .میگفتن پسر ه و پدرش کار خونه دارند و کارشون پخش قند و مواد غذایی .اونم تازه عروسی گرفته وکلا عموم با دامادش رو در بایستی داره و نباید این کاری میکرد که شخصیت مارو خرد کنه .ولی این رفت ازاون جنس گرفت و بعد پولشو به موقع پرداخت نکرد .اون هم پیغام داد و این خطشو گذاشت پیش من من بهش گفتم پولتو جور میکنم میریزم حسابتون .در اخر هم گفتم در جریان نبودم .و من دخترعمو هستم ولی اون تا میتونست به صورت پیامکی به من و خانواده ام توهین کرد .وتمام نقشه این بود که میخواست من رو خرد کنه تا ادم تازه به دوران رسیده ها بهم توهین کنند و بهم بگویند تو و خانواده ات هیچ ارزشی ندارید .
من بابت همین موضوع دیگه حاضر به گفتگوی تلفنی با فرد مزبور نشدم .ولی فکر کن مدتها پیش همون موقع که به من میگفت من پولهامو بردم دادم خواهر برادرم واقعا پول نقد رو برداشته بوده و حالا هرجا برده بوده و با جنس مردم و کلا سی میلیون جنس توی مغازه داشته با روان من بازی میکرد .انبار رو خالی کرده و به من میگفت همه سرمایه اولش توانبارهاست و تماما دروغ میگفته .کل چند ماه و اخرها با سی میلیون به من دروغ میگفت اینا چند میلیارده .هر چی بود داشت فیلم بازی میکرد .این قدر هم این ور واونور گند زده که اصلا دیگه هبچ کجا نمیره .
بعد از اون هم تمام اون مدت فکر کنی من چیزی خریدم نخریدم .یا فروشگاه رفتم نرفتم حتی یک وسیله برای خونه نخریدم همه اشم رفتم کمک کردم .غذا هم تمام مدت چون فروشگاه میرفتم وقت نداشتم غذا بپزم همه چیز ساده خوردیم .فکر کنی خوردیم .هیچ کاری نکردیم که بگم پولها بابت اونها رفت .هر چیه این از اول این نقشها رو داشت بازی میکرد مثل سالهای قبلش که همیشه میرفت دنبال کار و با بدهکاری برمیگشت و همیشه منفی کار میکنه تا مارو بدهکار کنه .الانم که رفت فرودگاه مدتی واسه کار دوماه نگهش داشتند بعد اخراجش کردند و بعد رفت رستوران اونجا هم از کار اخراج شد یعنی یارو کلاهبردار بود و نمی خواست پول بده ،الانم رفته جای دیگه .ولی کلی واسه من قرض درست کرده .طی مدت فروشگاه حتی یه دونه قسط هم نداده بابت وامها والان باید پرداخت کنیم که بگم قسط داده .کلا معلوم نیست چه کاری کرده .کلی هم دیوانه بازی دراورد مثل اون شب که هزار بار زنگ زد گفت بیا اینجا دارم پسرتو میکشم وبعد خودش مدتی قبل رفته بود از تره بار انگور سیاه خریده بود با کلی مخلفات که من نمی دونم چی ان واسه خودش مشروب درست کرده بود وبعد برده بود انبار قائم کرده بود .همه رو صاف کرده وبعد ریخته بود توی شیشه واقعا من نمی دونستم این چرا اینکار ها رو میکنه ،وقتی که دیوانگی هاش امد سرش درامده بودتوی خیابون میگفت این و پسرش دوتایی مشروب درست میکنند اون شب میگفت الان میرم مامور میارم بیان بگیرن و میگم مشروب مال توئه منم گفتم تو این خونه توهم زندگی میکنی .الکی چه فیلمی سرهم کرد .زنگ زده بود میگفت الو جناب سروان یادداشت کن اینجا چند شیشه مشروب هست .درحالیکه وقتی این بازیها رو دراورد من رفتم همه رو بردم قائم کردم وخواستم بدم دوست پسری ببره .البته شاید باید میرختم تو لوله .تمام مقاصدش از مشروب درست کردن فیلم درست کردن بود ..وقتی من بیرون بودم امده بود مشروبعا رو پیدا نکرده بود و داشت دنبالشون میگشت .مثلا میخواست واسه من پرونده درست کنه .در حالیکه از من تست الکل بگیرن من اصلا هزار بشکه شراب قرمز و هزار تا شیشه عرق سگی و هزار بطری ویسکی باشه نمی خورم .تازه به من چه تو شراب درست کردی واسه من دم در ست کنی .
بعد اون سال دیگه شراب هم درست نکرد بعد اون همه فیلم درست کردنش .خدا میدونه چقدر واسه من فیلم درست کرده این احمق نفهم .
الان از نقش شمر بن زی لجوشن هم تازه نیست غلام شمره .حالا ۰جدیدا خفه شده حرف نمیزنه ولی یواشکی خریت هاشو میکنه .فقط میخواست ببره همه چیز رو بماله زمین بیاد و کاری کنه یک مشت ادم شیشه ای رو بندازه به جون من .مثل اون روز که توی فروشگاه تخم مرغ فروش با چشمهای دریده که انگار شیشه زده بود وحشی شده بود وارد شد و بامن بد برخورد کرد من هم داد زدم سرش پرتش کردم بیرون .
یعنی اگه یه زنی مثل خودم نبودم عمرا کسی دیگه ای میتونست دوام بیاره .فکر کن مرد ایرانی حرومزاده با من این همه زیبا بودم این همه خوش هیکلم تمام پسرهایی که من رو دیدن بهم میگند تو زیباترین زنی هستی که دیدم .بدون ابنکه عملی بکنم با این همه رنجی که بهم داده .این همه خانواده وپدر درست وحسابی داشتم .این همه قوی بودم سالم بودم با من اینکار ها روکرده .بعد با بقیه میخوا. د چی کا. کنه .