به نام خدا
اون شب برگشتم خونه ،شب رو گرفتم تا سحر خوابیدم ،موقع اذان صبح بیدار شدم وضو گرفتم نماز خوندم .بعد همقران رو باز کردم و چند آیه خوندم .از دنیا خسته بودم دلم می خواست به ماورا چنگ بزنم دلم نمی خواست خودم روغرق هیچ عشق ومحبت دنیایی بکنم .همیشه دلم میخواست آزاد و رها زندگی کنم .اخه قصه های عشق های قدیمی رو خونده بودم مثل لیلی مجنون و شیرین و فرهاد یا ویس ورامین هیچ کدوم آخر عاقبت خوشی نداشتن .منم نمی خواستم قلبم درگیر این واون باشه ،می خواستم یه محبت بالاتر از عاطفه انسانی پیدا کنم کسی که هیچ وقت ولم نکنه بهم خیانت نکنه .با هیچزن دیگه ای بجز من نباشه ولی همین خدا هم باهمه بود ،
هرچی نماز بخونی بازم اون باهمه است اینودیگه چیکار کنم ،
فردا صبحش پریسا زنگ زد :آلو آلو س لا ااام چطوری
سلام خوبم
چه خبر
سلامتی خبری نیست
پری :از اقای سلیمی چه خ. ببر
نیومده در خونتون
گفتم :نه
حالا یه سرمیومدی اینجا نیاز به کمک ت دارم
دارم فکر میکنم نمی تونم درست فکر کنم اصلا هیچی نمیدونم نمی دونم چی درسته چی غلط
ولی دوست ندارم با این اقای سلیمی باشم
میفهمید
پری :خاک توسرت واقعا خری
دست ازاین بازیات وردار عاقل شو
ببین دخترای دیگه چطوری خودشونو میکشن مورد توجه قرار بگیرن
از اونواع اقسام عمل زیبایی هزار تا خاک میریزن تو سرشون تاریکی نگاشون کنه
بعد توی خاک برسر هرکی بهت محل میگذاره لگدش میزنی مثل خرچموش
تو زندگیت هنوز خیلی چیزها رو یاد نگرفتی
میفهمی باید یکی یادت میداد
خیلی اون دنیایی شدی همه آش تو فاز مثبت و بچه خوب و سر به راه
ولی مردم مثل تو نیستن
خیلی زنها هزار تا فیلم بازی میکنن برای بدست آوردن عشق یک مرد
اگه عاقل بودی با قیافه ات میتونستی بهترین شوهر رو داشته باشی
ولی با حماقت تو همین سلیمی هم از سرت زیاده
بگذار یه سر بیام اونجا کی بیام
ملی :میگم اخرشب بیا شبم بمون همینجا
پری :باشه شب میام نیست میخوابم حسابی هم نیشگونت میگیرم کبود شی آدم شی عقلت بیاد سرجات
گمونم چند وقتیه بزرگ شدی خاله نزدتت
من جاش میزنمت آدم شی
تا کی میخوای درس بخونی مثلا خوب شوهر کن برو گمشو دیگه
شاید یه برادر شوهر داشتی منم بگیر واسه برادرشوهرت بخت منم بازشه
اون اقای سلیمی داداش نداره من رو بگیر ی واسش
چرا دوتا مجرد داره
ا پس خوب
اگه قول بدی من رو بگیری باهم جاری شیم
من کمکت میکنم به شوهر کنی
اخرشب میام
ملی خوب شام بیا
پری :نه شام نمیام اصلا رژیمم شام یه غذای ساده میخورم فردا ناهار میمونم پیشت
ملی :باشه ،پس فعلا خدا حافظ جیگر گود بای
اخرشب پری آمد شب تا میخواستم بخوابم نیشگونم میگرفت از خواب میپریدم
اصلا این پری خیلی شره بابا تا صبح حرف زد
دیدی خاله طاهره بدبختوشوهرش تو چهل سالگی روش زن گرفت
همه مردها دوست دارن هزار تا زن بگیرن
حالا این سلیمی عاشق تو شده چیز غیر عادی نیست که
مردها صبح تاشب عاشق میشن
همین فامیل بابامینا هرروز عاشق یکی میشه
تا الان چها ر تا زن طلاق داده
خوب
این همسایه رو نگو زن صیغه ای داشته زنش فهمیده قهر کرده رفته خونه باباش
رفته دادخواست طلاق داده
ملی :خوب حالا به جتی قصه تعریف کردن من چه غلطی کنم این وسط
هیچی چه غلطی
خودت دوست داری سلیمی رو یانه ؟
ملی :ها نمی دونم تا حالا هیچ مردی رودوست نداشتم .
پری :یعنی نمی دونی احساس آدم به یه مرد چطوری ؟
ملی :نه !
یعنی چی الان تو هفده سالته
خوب باید یه حسهایی داشته باشی
خوب تا الان جای پدر خودم میدیدم
خوب از این به بعد ببین چه حسی داری
ملی اخه نمی دونم
به نظرت خوبه
خودش گفت داره از نیلوفر جدا میشه
پری ؛واقعا !
این که خوبه واسه تو رقیبت حذف میشه .
اخه سنش زیاده فردا باهاش بخوام زندگی کنم چند سال دیگه اون یه پیرمرده من یه زن جوان اونو چیکار کنم باید بایه پیرمرد زندگی کنم
من دوست ندارم زن یه پیرمرد باشم
پری :چه پیرمردی اون هنوز خیلی جوانه خوب تا چند سال دیگه هم خدا بزرگه
تو عقلتو به کار بنداز
یارو پولداره میلیاردر ه ماشین میلیاردی سوار میشه خونه تو بهترین مناطق باغ ویلا
خیلی مغزت خالیه
ملی اخه پول میخوام چیکار
من شوهر خوب میخوام
تو چقدر احمقی ملی شوهر خوب وفادار وجود نداره
مردها همشون لنگه همن
همون بی پولها هم پولدار که بشن خودشونو گم میکنن
بگذار همون اولش باکسی باشی که خودشو قبلا گم کرده
توهینی بدبختی ملی خیلی بچه ای هنوز مردها رو نمی شناسی چه جونورین
اینها پیغمبرشون هزار تا زن صیغه وعقدی داشت امامشون هم چند ین زن داشت حالا اونها خیلی خوب بودن آدم بودن زنها رو میگرفتن
این مردها که دیگه هیچی فکرکردی مرد وفادار پیدا میشه یا عاشق دلباخته که تا آخر عمرش به پات میشینه کور خوندی
ببین باهمین ازدواج کن
بعدش من باز کمکت میکنم نهایتش طلاق میگیری
به نظرم این قدر مهریه و شیر بها بگیر این قدر ازش بکش بیرون که طلاقتم داد عین خیالت نباشه
خوب این که درست نیست
یعنی چی
مگه مردها این همه زنها رو اذیت میکنن کار درستی میکنن
همیشه که نباید همه چی به نفع مردها باشه
خوب اون هم یه زن جوان و زیبا گیرش میاد اون از زیبایی تو استفاده میکنه تو هم از پول اون
مگه چند سال دیگه تپهمون دختر جوان هستی که مجرد بود
خوب تو هم چیزهایی ازدست میدی
میگم یعنی یک کاری نکن که بعد ازدواج بتونه بره سراغ یکی دیگه
اگه مرد هوسبازی باشه حقشه پدرش دربیاد
اگه آدم خوبی بود میشینی زندگیتو میکنی
خلاصه حساب همه چیزو بکن الان عاشق تو شده
دوروز دیگه نره عاشق یکی دیگه شه تو رو ول کنه
پول هم که داره چند رغاز میندازه کف دستتو میگه برو گم شو
حالا خوددانی
کفتم باشه فکر میکنم
ولی مادرم بفهمه واسه شوهرمردمنقشه کشیدیم نمی دونم چیکارمون میکنه
از کجا میفهمه مادرت من که بهش نمیگم توهم نگو
مادرت یه زن بدبخته بابا یه عمره مثل امل ها و بدبختها زندگی کرده ولش کن مادرتو
به حرف من گوش کن
ملی ؛حالا بگیر بخواب بگذار منم بخوابم فردا به همه چیز فکرمیکنم
خاک توسرت پری شبیه پیرزنهای هشتاد ساله ای ازبس حقه بازی
من بدبخت و بگو
شب بخیر پری جان بوس
پری :اووم بوس شب بخیر کاش خودم پسر بودم میگرفتمت نمیدادمت به این سلیمی اسگل خاک توسر خرفت
میکذاری شب پیشت بخوابم
اگه شوهر کنی من تنها میمونم ملی
ولی باید قول بدی واسه منم شوهر پیدا کنی
والا میام به سلیمی لوت میدم ها اینو گفته باشم
نری دیکه پشت سرهم نگاه نکنی ها
به من پری وفادار باش خوب جیگر
باشه دیگه لالا کن
چشماتو ببند بشه ورور کردی
اه