به نام خدا
این روزا دلم نمی خواد بنویسم .میخوام از بلاگفا برم یه مدت بیرون ،باید فکر کنم ،کار کنم و برم دنبال ورزش ،خیلی وقته از وقتی کرونا پیداش شد دیگه باشگاه نرفتم تموم باشگاهها رو بهم ریختن
باشگاه نزدیک خونه که سانسی شده اونم مال شهرداری تازه آدم میرفت امکان داره شپش بکیره واسه اونم هزار جور بازی درمیارن .اولش آزاد بود یه مربی خانم داشت که میرفتم اونجا هم تمرین بدنسازی میداد همرقص وزومبا من همه شو رفتم چند تا شوهمیاد گرفتم اخرشم فهمیدم مربی خودش هم رقص رواز ماهواره یاد گرفته واصلا آموزش کلاسی نداشته و فقط باله رواموزش دیده بود .اگه میخواستم ماهواره ای یاد بگیرم میرفتم از روی رقص خردادیان تمرین میکردم چرا باید پول کلاس بدم .تازه به هیچ دردی همنمیخوره .اونم تومملکت ما وشرایط من .بعد اون جارو جمع کردن جاش دولتیش کردن بعد دولتی شدن سانسی شد ثبت نام هم سرماه یکروز خاص .بعد تازه هررشته ای میری تواین محله چند ماه هست بعد نیست .اصلا با سرانجام نمیرسه .دیروزم رفتم یه باشگاه تو الغدیر بود که اقایون اونجا بودن گفت کلا مردونه است منم اونجا رو رها کردم رفتم یه جای دیگه الان یه جای خصوصی پیدا کردم اونم خیلی گرونتره .البته لباس باشگاه نخریدم امروز برم .کاش دیروز رفته بودم خریده بودم تمام لباسهای قبلیم بد شدن انداختمرفت .حداقل آدم سرگرم میشه .تازه تخلیه هممیشه
من یه مدتی خیلی مشکل روحی داشتم بخاطر دیگران که باعثشده بودن روحم مریض بشه چندین سال رفتم تمرین بدنسازی این قدر دمبل زدم تا بهتر شدم .برای به زندگی برگشتن هشت سال تمرین بدنسازی کردم .الانم بخاطر کرونا نمیرفت حیف شد دیکه تمرین بدنسازی جوریه که مدتی نری انگار بابد از صفر شروع کنی انگار اصلا نرفتی .البته من نه قرص مصرف کردم نه پودر نه کراتین هیچی
فقط تمرینکردم البته بهم گفتن از مربی مرد برنامه بگیرم ولی من نرفتم پیش مربی اقا
یه خانم از مربی اقا برنامه میگرفت خیلی زودتر بدنش جواب داد
میگفتن اخه مردا حرکات انفجاری میدن
خانمها برنامه هی آسونتر ولی من یه مدت خیلی سخت تمرین کرده بودم داشت عضلاتمتفکیکمیشد
یهمدتمتی ارایکس رفتم ولی اونم خیلی سخت بود نفسم بندمیومد
بدنسازی راحتتر بود برام الانم برای بعدازظهر بدنسازی نداشت گفت فیتنس دارم البته فیتنس خیلی خوبه
ولی همینتی ارایکس که میرفتم فیتنس هم همراهش بود
کاش اینور خودش فیتنس داشت اونجا یککم دوره
اکه به امید ماشین بشینم از باشگاه میمونم ماشین یکیشو فروختم سرمایه واسه مارکت الان فقط یهماشین داریم اونم یه موقع خودش میبره یه موقع دست علیرضاست
تازه اون سری به امید ماشین موندم همه آش علیرضا باهاش میرفت اسنپ
نشد حتی یکبار باهاش برم باشگاه
البته از شر اون خلاص شدم چون هرروز علیرضا برش میداشت میبرد بیرون شبها هم زیاد میموند تازه واسه پسری مثل علیرضا بابد ماشین میلیاردی بخری .نه پرشیا یا صدویازده
یه ماشین ارزون واسه اون خوب نیست مینشست توماشین فکر میکرد نشسته تومازراتی خیلی باسرعت میرفت بهش کفتم اینماشینها اون قدر جون نداره تواینهمه باسرعت میری
واقعا از شر اون ماشینه خلاص شدم
همه آش استرس داشتم
دوست ندارمحالا یکچیزایی بنویسم چون اینقدر روانمرواذیت کرده نمیتونم درموردش گفتگو کنم .
اصلا دوست ندارمپسرم شبها بره بیرون .
الانم باید یکی دوتا کلاس ثبت نامکنم .
زهرا همگفت که برای مشغولیت دوباره یه رشته جدید میخونه و باشگاه میره درضمن کلاس موسیقی میره
دلارام هم میره بدنسازی اونها کلاس سوار کاریشونو تموم کردن
الان همدانشگاه درس میخونه هم باشگاه میره
منم باید باشگاهمون ادامه بدم این طوری برام بهتره من خیلی وقته ورزش میکنم از بیست سالگی هی دنبال ورزشم
البته برای جسمم بهتره
برای روحم هم باید کتاب بخونم
درس خوندن همخوبه تو تمام این سالها هی خواستم دوباره بخونم ولی نشده
چه میدونم هی تو فضای مجازی سیر کردن چیزی گیر ادمنمیاد
تازه برای نویسنده شدن هم باید کتاب خوند و مطلب خوند پدرش خوند .فعلا همناهار قورمه سبزی گذاشتم .
برنجشم ازاون برنج جدیده آوردم بهشون گفتم برنج صدری بگیرید بپزم ببینم چطور درمیاد برای فروشگاه هم بیارید ولی فعلا طارم هاشمی آورده اونم استخوانی
اون روز برنج درباری روهم دمکردم از هر برنجی که میاره میارم میپزم ببینم چطور درمیاد بعد به مشتریها توصیه کنم
اگه جنسی بدباشه یا قاتی داشته باشه میگم پس بدن
به علیرضا کفتم جنس قلابی نیاره حتی اگه ارزونه
البته بعضی مشتریها دنبال کیفیتن
بعضیها هم دنبال قیمت
حالا خدا بزرگه باید بیشتر کار کنم .